آش هیزمی کندوان

آش هیزمی کندوان

۲۵ مهر ۹۳ در غروب آفتاب تصمیم گرفتیم از چالوس به سمت تهران حرکت کنیم جاده در بعضی نقاط ترافیک شدیدی داشت و هر چی زمان میگذشت احساس گرسنگی من و  همسرم و دوست عزیزم (علی آقا) بیشتر میشد که ناگهان با پیشنهاد علی آقا مواجه شدیم که اونم خوردن آش هیزمی در کندوان بود

ساعت نزدیک ۷ شب بود که از تونل کندوان گذشتیم و به رستوران هایی روبرو شدیم که تقریبا همه شبیه هم بودند

آش هیزمی کندوان

خلاصه رو حرف علی آقا که کندوان را پیشنهاد داده بود وارد اونجا شدیم

هوای تو سالن خوب و گرم بود و محیط رستوران تمیز و مرتب بود و روی میزها نیز تمیز بود

سیستم سفارش هم خیلی خوب بود و به راستی که توقع همچین سیستمی در اون منطقه نداشتم

تنوع غذا ها محدود ولی در عوض کیفیت اونها خوب بود

ما ۳ مدل آش از جمله آش رشته و آش جو و آش دوغ سفارش دادیم و یک نان داغ

آش ها در ۲ سایز بزرگ و کوچک بود که ما سایز کوچک سفارش دادیم و البته ۳ تا چای

آش هیزمی کندوان

آش هیزمی کندوان

آش هیزمی کندوان

آش هیزمی کندوان

آش هیزمی

نکته جالب توجه در این بود که عکس های تمامی این سال ها و نحوه تغییرات این مکان  بر روی دیوار نصب شده بود

جمع بندی:

هزینه ۳ تا آش سایز کوچک ما شد ۹ هزار تومان و یک نان داغ ۵۰۰ تومان و ۳ عدد چایی ۳ هزار تومان که در مجموع شد ۱۲۵۰۰ تومان که هم کیفیت خوبی داشت و هم هزینش مناسب بود

محیط بسیار تمیز و مناسب بود و برخورد پرسنل نیز خوب بود کیفیت هم خوب بود و در کل از پیشنهاد علی آقا راضی بودیم (بر عکس اغلب اوقات)

و به شخصه آش هیزومی کندوان را به شما مسافران عزیز پیشنهاد میکنم

8 نظر

  1. نان داغ و آش رشته

  2. خيلى عالى بود تو تهران همچين جايى رو مى شناسيد منون ميشم جواب بديد

  3. دوستان من شماره تلفن اینجا رو میخوام.

  4. شعبه اصلی و قدیمی همون اشکده کندوان که بیش از ۲ دهه قدمت داره و صاحبش حاج ستار ولی یک اش فروشی رو بهتون توصیه میکنم تو گردنه دیزین به شمشک فروشندش اسمش ممد تیپش مثل صمد آقاست آشش بی نظیره

  5. سلام یه پیشنهاد میخوام بدم اشکده پسرخاله رو حتما امتحان کنید خیییلی خوبه

  6. اش کندوان واقعا معرکس.
    پیشنهاد دیگه برای اش رشته فقط امامزاده هاشم اول جاده هراز.مغازه اول از سمت امامزاده واقعا بی نظیره

  7. من به همراه دوستام ۶ ابان ۹۴ میرفتیم شمال که تو کندوان نگه داشتیم اش بخوریم فقط بهتون بگم وااااااااااایییییییییییییییییی همییییین حتماااااااا امتحان کنید محشر بود.

  8. من از سال ۷۹ یا ۸۰ بود که هر پنج شنبه با رفیقم آقا مهدی گل میرفتیم پیش آقا ستار
    و تابستان و زمستان هم نداشت هر پنج شنبه
    زمانی بود کل مغازه ایشان یک وانت پیکان بود و الان نتیجه سختی هایی را که کشیده بود ،گرفته
    در ضمن شعبه دو این آتشکده در بیا سیاه بیشه و هزار چم دایر شده

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

captcha

Please enter the CAPTCHA text

چهارفصل